
برای پدری که حاجی شد ...
بعد یک عمر منتظر ماندن
اسم بابا در امده امسال
شادی از چشمهاش معلوم است
همه یِ خانه سر خوش و خوشحال
یازده سال ِ منتظر مانده
زائر خانه ی خدا بشود
یازده سالِ گریه میکرده
راهیِ مروه و صفا بشود
وقت رفتن برای بدرقه اش
همه تا پای کاروان رفتیم
زیر قرآن کمی تبسم کرد
گفت نامهربان ،گران ،رفتیم
برچسب: برای پدری که دیگر نیست,برای پدری که نیست,شعر برای پدری که فوت کرده,متن برای پدری که فوت شده,متن برای پدری که نیست,
نویسنده: هلیا جعفرینژاد